داستان کس کردن اخوند | .

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان کس کردن اخوند

داستان کس کردن اخوند

داستان کس کردن اخوند
 
چگونه آخوند مکار گولم زد و از جلو و عقب ترتیبم را داد – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1468_1.html
Translate this page
Oct 15, 2010 – چگونه آخوند مکار گولم زد و از جلو و عقب ترتیبم را داد خاطره ای که میخوام تعریف کنم مربوط میشه به یکی از دوستان نزدیکم که خانم بیوه تقریبا\ ۸- ۲۷ ساله ای است بنام مرجان که خیلی هم بی شیله پیله است . یکروز دفترچه خاطراتش را ب.
ماموریت سانفرانسیسکو | داستان سكسي
https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/…/ماموریت-سانفرانسیسک…
Translate this page
Jun 25, 2011 – گفتم به تخمم ما که کس و کون رو میخواستیم اونم کردیم ولی اگه توی کون کردن زیاده روی نکرده بودم میشد حالا حالاها باهاش حال کرد. … اینقدر جیگرم خنک شد که زن یه آخوند مادر قحبه رو اونجوری کرده بودم میخواسیتم برم بهش بگم به جای اینکه اینقدر برای مردم کسشعر میگی برو اون زن جندت رو جمع کن ولی گفتم کس خواهرش …
آخوند مادرجنده | داستان سكسي
https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/آخوند-مادرجنده/
Translate this page
Jun 25, 2011 – سلام من سینا هستم و 23 سالمه امروز تو این سایت شهوانی داستان ساک زدن آخوند و خوندم و یاد یه خاطره بد افتادم که براتون بنویسم من باور می کنم چنین … هم باور میکنه هرکی هم باور نمی کنه بره بمیره یا وقتی آخوند کونش گذاشت خودش باورش میشه گرچه من بر این باورم که آخوندا تا دسته کردن تو کوون مردم ایران ولی خبر ندارن و …
کون دادن به اخوند – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/کون-دادن-به-اخوند-
Translate this page
Nov 17, 2016 – سلام من این داستان رو از کسی که براش اتفاق افتاده بود شنیدم و راست و دروغش پای خودش من فقط نقل قول میکنم: من و دوستم یه مدت از ضایعانت یه شرکتی رو تو مزایده برنده شده بودیم این دوستم هم تو همون شرکت بود شرکت هم دولتیه و این اقا که اسمش محمده تو انبار یکی از قسمتها بود و داستانش رو برای دوست ما تعریف کرده …
آخوند متجاوز – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/آخوند-متجاوز
Translate this page
آخوند متجاوز. 1393/5/11. تجاوز. با سلام خدمت دوستان اسم من شيما هستش ٢٢سالمه و تازه با اين سايت آشناشدم ميخام داستان زندگي خودمو بنويسم شايد دوستان با نظراتشون … بره از تو چشاش سكس و شهوت موج ميزد كه يه دفه گوشي شهين زنگ خورد و بلند شد و گفت بايد برم دوستشم بلند شد و هرچي اصرار كرديم دوتايي خداحافظي كردن و رفتن منم …

 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS