داستان کس دادن زنم | .

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان کس دادن زنم

داستان کس دادن زنم

داستان کس دادن زنم
 
کون دادن زنم به فامیلش
https://shahvani.com/dastan/کون-دادن-زنم-به-فامیلش
Translate this page
Dec 29, 2017 – سلام خدمت دوستان گل، این داستان نیست یه واقعیته من یه زن داشتم به اسم عسل، اسم خودمم بهزاد، داستان از اونجا شروع میشه که من و عسل خیلی عاشق هم بودیم. از اندامش بگم کون گرد و کس پر آبی داشت سایز سینه هاش ۷۵ بود و قیافشم شبیه یه حوری بود، بعد از عقد هر وقت میرفتم خونشون یکم دستمالی میکردمیم همدیگرو و از …
کوس دادن زنم در بندرعباس
https://shahvani.com/dastan/کوس-دادن-زنم-در-بندرعباس
Translate this page
Apr 20, 2018 – سلام دوستان میخوام در مورد کوس دادن زنم براتون بنویسم این یه داستان نیست بلکه یه خاطره هست که تو نوروز امسال برام اتفاق افتاد.دوستان توجه کنن این مساله ربطی به غیرت و اینجور مسایل نداره،اتفاقا منم مثل هر مرد دیگه رو زنم حساسم ولی خوب این حسیه که بعد از مدتی که از ازدواج گذشت خودشو نشوون میده،متاهلها میدونن من …
اولين باری كه كوس دادن زنم رو ديدم
https://shahvani.com/dastan/اولين-باری-كه-كوس-دادن-زنم-رو-ديدم-
Translate this page
Jun 25, 2015 – باسلام من بهنام هستم الان ٤٠ سالمه زنم میترا هم ٣٧ سالشه اين واقعيتي كه براتون تعريف ميكنم برميگرده به ١٠سال پيش كه يه روز ساعت ١٢ظهربود كه همسرم میترا بهم زنك زِد گفت ماشين لباسشويي داشت كار ميكرد يه دفعه خاموش شد كلي هم لباس نشسته دارم حالشم ندارم با دست بشورم گفتم زنك بزن نمايندكي بيان درستش كنن …
کون دادن من و زنم
h4.telegchannel.com/2017/09/20/…/4906780649966272537.html
Translate this page
Sep 20, 2017 – کون دادن من و زنم. 1394/8/23. سلام من مجید هستم و۲۷ خانمم مونا ۲۱ سالشه چند ماهی میشه که ازدواج کردیمو هرشب سکس داریم البته من چون کون دادن دوست داشتم روزایی که …. کسخول کس کش پدر لاشی تخمی برادر کسمخ جنده خواهر تو رو بریده مادر زنت جنده ی گردان خودت کونی استان مجبوری تعریف کنی کسشعر و قصه ، داستان ؟
نشستن در صندلی جلوی تاکسی پراید – ویرگول
https://virgool.io/…/نشستن-در-صندلی-جلوی-تاکسی-پراید-قسمت…
Translate this page
مشابه همین داستان با کمی تفاوت،برای من اتفاق افتاده.با داداشم برای یه کاری رفته بودیم تهران.از تجریش می خواستیم بریم ولیعصر.داد زدیم ولیعصر،یه تاکسی نگه داشت.دوتایی مون عقب یه تاکسی سوار شدیم.اول داداشم نشست و بعد من نشستم.کمی جلوتر یه خانمی_نه مسنّا،خیلی هم جوون!_ سوار شد.بنده خدا نمی دونم چه مشکلی داشت که هر چی …

 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS